هر کس از او تصوری دارد پس... به نام او
سکوت
سکوت که می کنی گویی عالمی حرف داریدر حالی که دم از دم برنداشته اینگاهم که می کنی نگاهت را می دانم برق چشمانت را می دانم قصه ی عاشقانه ات را می فهممقطره ای اشک می افتد می شود اقیانوسی از حرف و تو همچنان... نگاهم می کنی دختر بهار
سکوت که می کنی گویی عالمی حرف داری
در حالی که دم از دم برنداشته ای
نگاهم که می کنی
نگاهت را می دانم
برق چشمانت را می دانم
قصه ی عاشقانه ات را می فهمم
قطره ای اشک می افتد
می شود اقیانوسی از حرف
و تو همچنان...
نگاهم می کنی
1388/10/2 | نظر دهيد
elyas2.chegini@gmail.com
موضوعات
علمی وتحقیقی
پیوندهای روزانه
BlogSkin
مطالب اخير
نسیم
از این گونه مردن...
شبانه2
شبانه
...بدون شرح
شکایت
داد دل
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
با پرهیز
کوزه گر
آرشيو مطالب
آذر 1388
دي 1388
بهمن 1388
ارديبهشت 1389
نويسندگان
الیاس
پیوند ها
امکانات جانبی
RSS 2.0
Powered By Mahblog