تبليغاتX
پرقدرت ترین شمارنده آمار
PersianTrace.com
هر کس از او تصوری دارد پس... به نام او

هر کس از او تصوری دارد پس... به نام او



از این گونه مردن...

می‌خواهم خوابِ اقاقياها را بميرم.

خيال‌گونه
 

در نسيمی کوتاه
 که به‌ترديد می‌گذرد

خوابِ اقاقياها را
بميرم.

 

می‌خواهم نفسِ سنگينِ اطلسی‌ها را پرواز گيرم.

در باغچه‌هایِ تابستان،
 

خيس و گرم
 به نخستين ساعاتِ عصر

نفسِ اطلسی‌ها را
پرواز گيرم.

 

 
حتا اگر
 زنبقِ کبودِ کارد

بر سينه‌ام
گُل‌دهدــ
می‌خواهم خوابِ اقاقياها را بميرم در آخرين فرصتِ گل،
و عبورِ سنگينِ اطلسی‌ها باشم
بر تالار اُرسی
به ساعتِ هفتِ عصر

 




1388/11/10 | نظر (1)

شبانه2

اگر که بيهُده زيباست شب
 
برای چه زيباست
 شب

برای که زيباست؟ــ
 

شب و
 رودِ بی‌انحنایِ ستاره‌گان

که سرد می‌گذرد.

 

و سوگ‌وارانِ درازگيسو
 بر دو جانبِ رود

يادآوردِ کدام خاطره را
 

با قصيده‌یِ نفس‌گيرِ غوکان
 تعزيتی‌می‌کنند

به هنگامی که هر سپيده
به صدایِ هم‌آوازِ دوازده گلوله
سوراخ
می‌شود؟

 

اگر که بيهُده زيباست شب
برای که زيباست شب
برای چه
زیباست شب            
 




1388/11/10 | نظر دهيد

شبانه

مرا
 تو
بی‌سببی
 نيستی.

به‌راستی
 

صِلتِ کدام قصيده‌ای
 ای غزل؟
ستاره‌بارانِ جوابِ کدام سلامی
 به آفتاب

از دريچه‌یِ تاريک؟

 

کلام از نگاهِ تو شکل‌می‌بندد.
خوشا نظر بازيا که تو آغازمی‌کنی!

 

پسِ پشتِ مردمکان‌ات
 
فريادِ کدام زندانی‌ست
 که آزادی را
به لبانِ برآماسيده
 گلِ سرخی پرتاب‌می‌کند؟ــ
ورنه
 اين ستاره‌بازی
حاشا
 چيزی بدهکارِ آفتاب نيست.

 

نگاه از صدایِ تو ايمن‌می‌شود.
چه مومنانه نامِ مرا آوازمی‌کنی!

 

و دل‌ات
کبوترِ آشتی‌ست،
درخون‌تپيده
به بامِ تلخ.

بااين‌همه
چه بالا
چه بلند
پروازمی‌کنی!
             




1388/11/10 | نظر دهيد